X
تبلیغات
نماشا
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
از اینکه به این وبلاگ سر زدی ممنونم خواهشا نظر هم بدین طرح خاورمیانه بزرگ - گاه نوشته های من
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
طرح خاورمیانه بزرگ  چاپ
تاریخ : جمعه 12 مهر‌ماه سال 1387
اهداف ایالات متحده آمریکا از طرح ایجاد خاورمیانه بزرگ

بخش پایانی

- اهداف ایالات متحده آمریکا از طرح خاور میانه بزرگ:

به طور کلی در مورد اهداف امریکا از طرح خاور میانه بزرگ سه نظریه مطرح شده است که میتوان به نظرات زیر اشاره نمود البته این نظرات از موارد نقد طرح خاور میانه بزرگ نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد:
1- استراتژی هژمونی طلبی: نظراتی که هدف اصلی طرح خاورمیانه یزرگ را اساسا تحمیل هژمونی آمریکا بر منطقه و دستیابی به ثروت نفت آن میدانند.
2- تاکتیک استتاری : نظراتی که طرح خاورمیانه بزرگ را عمدتا یک حرکت تاکتیکی از سوی آمریکا جهت منحرف کردن افکارعمومی جهان از مشکلات سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه به ویژه مشکلات ناشی ازحمله به عراق میدانند.
3-الگوی نامناسب: نطراتی که انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی خاورمیانه را ضروری میدانند، اما بر آنند که فرمول بندی مشخص «طرح خاورمیانه بزرگ » به دلیل نادیده گرفتن شرایط منطقه، عدم اعتماد مردم و نیروها ی منطقه به آمریکا، در نظر نگرفتن تنوع ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تحمیل یک راه حل از پیش تعیین شده وعدم مشاوره و مشارکت نیروهای منطقه، ناپخته و غیر عملی است.15
اما اهداف دیگری که میتوان برای این طرح از سوی ایالات متحده امریکا اشاره نمود می توان به موارد زیر اشاره نمود:


به دنبال حوادث یازده سپتامبر ایالات متحده آمریکا احساس کرد که امنیت این کشور به مخاطره افتاده است و در صدد ماجراجویی بر امد و جورج بوش این حمله را به گردن گروه القاعده انداخت و حمله به برجهای دو قلو را کار گروه القاعده دانست و حمله به کشور افغانستان که انجا را محل اقامت القاعده می دانست صورت داد.البته جورج بوش در بعد از حادثه یازده سپتامبر از عبارت جنگ صلیبی نام برد.و خواست این حادثه را به اسلام گرایان نسبت دهد و این اصطلاح را به کار می برد.بنابرین ارائه طرح خاور میانه بزرگ توسط جورج بوش ریشه در حملات یازده سپتامبر دارد. زیرا منشاء و خاستگاه افراط گرایی که منافع ملی غرب و ایالات متحده امریکا را به خطر می اندازد حوزه جغرافیایی شمال آفریقا و خاور میانه می باشد و وضع تهدید زای منطقه حاصل فقدان آزادی و دموکراسی ،سطح پایین دانش ،عدم توسعه علمی ،جایگاه نا مناسب زنان و وضعیت نامطلوب حقوق بشر است بنابراین اولین هدف ایالات متحده امریکا از این طرح را باید در زدودن ریشه های ترو ریسم در منطقه از طریق این اصلاحات دانست.
ا ظهارات جورج بوش در سخنرانی سالانه ژانویه سال 2004 در کنگره آمریکا، مبین همین ارتباط میان مبارزه با تروریسم و دموکراتیزه کردن خاورمیانه است. بوش در این سخنرانی گفت:«تا زمانی که خاورمیانه، منطقه‌ای استبدادزده و مملو از خشم و ناامیدی باشد، همچنان به پرورش مردان و جنبشهایی خواهد پرداخت که امنیت آمریکا و دوستان ما را تهدید می‌کنند. به همین علت است که آمریکا راهبرد ترویج آزادی در خاورمیانه بزرگ را دنبال می‌کند»در نتیجه می‌توان گفت، شیوه تحلیل مقامهای کاخ سفید از علل حوادث یازده سپتامبر، توجه آنان را به معضل فقدان دموکراسی در خاورمیانه جلب کرد و ترویج دموکراسی در این منطقه به عنوان پادزهری در مقابل تروریسم مطرح شد. 16
از دیگر اهداف امریکا از طرح خاور میانه بزرگ می توان به"تضمین امنیت اسرائیل اشاره نمود تلاش امریکا برای تضمین امنیت اسرائیل، دو دلیل دارد: 1ــ ناتوان‌شدن اسرائیل از ادامه جنگ با انتفاضه که موجب خستگی و ناامیدی اسرائیل شده است. مهمتراینکه اسرائیل دستخوش مهاجرت معکوس شده، چنانکه سرمایه‌داران و متفکران آن به دلیل ناامنی، مجبور به مهاجرت به اروپا و امریکا شده‌اند. ازسوی‌دیگر اسرائیل تصمیم گرفته است در روندجهانی‌شدن، از قطب نظامی به قطب اقتصادی تغییر وضعیت دهد؛ چراکه دراین‌صورت می‌تواند به بازار سرمایه و کالا در خاورمیانه تبدیل شود و نیاز بازار دویست‌وشصت‌میلیون نفری اعراب را تامین کند. اما این‌همه در گرو صلح با فلسطین است 2ــ امریکا متوجه شده است حمایت بی‌دریغ از اسرائیل موجب کاهش محبوبیت این کشور (ایالات‌متحده) در میان ملتهای خاورمیانه شده و گره‌زدن سرنوشت تجاوزکارانه اسرائیل با منافع ملی خود در خاورمیانه، موجب نارضایتی افکار عمومی داخل امریکا شده است. طبیعی است ادامه حمایت امریکا از تجاوزگریهای اسرائیل، نه مقدور است و نه امکان تحقق استراتژی خاورمیانه بزرگ را مهیا می‌کند. بنابراین اسرائیل باید به مرزهای 1967 بازگردد تا امریکا بتواند بر بازار پرمنفعت خاورمیانه مسلط شود.17
یکی دیگر از اهداف استراتژیک امریکا از دهه 1980 به‌ویژه در شرق خاورمیانه، اعمال استراتژی مهار و انزوای کشورهای ایران و عراق به‌عنوان دو قدرت متعارض منطقه بود. این استراتژی با روی‌کارآمدن کلینتون تحت عنوان استراتژی «مهار دوگانه» مطرح شد و با حمله به عراق پایان یافت. اما این سیاست در مورد ایران با پیروزی انقلاب شروع شد، با جنگ هشت‌ساله به اوج خود رسید و پس از جنگ روابط ایران و امریکا را دستخوش فرازونشیبهایی کرد. از سال 2003 روابط دو کشور بر سر پرونده هسته‌ای با مشکلات بیشتری روبرو شد و هنوز هم این روند ادامه دارد . امریکا کوشش می‌کند به این بهانه که ایران به جریانهای تروریستی کمک می‌کند و یک ایران اتمی تهدیدی علیه امنیت و صلح جهانی است، مساله پرونده هسته‌ای ایران را به یک بحران بین‌المللی تبدیل کند. متقابلا ایران هم سعی دارد این مساله را به یک انتظار ملی تبدیل نماید.18آمریکا با کشور هایی که با هژمونی آمریکا در منطقه خاور میانه مخالف هستند به شدت برای تامین منافع خود اقدام می کند و برخورد جدی را با آن صورت میدهد و تمام تلاش خود را برای متحد نمودن کشور های منطقه برای حفظ منافع امریکا به کار می برد.وعلت مخالف امریکا با جمهوری اسلامی ایران به خاطر این است که منافع امریکا را در این منطقه به خطر انداخته است و امریکا وجود یک کشورمتعارض با منافع خود و صاحب فناوری هسته ای را در منطقه ی خلیج فارس و خاور میانه را با منافع خود موافق نمی داند و یکی از اهداف طرح خاور میانه بزرگ این است که کشور های نا ساز گار با منافع خود در این منطقه را مهار نماید.
از دیگر اهداف این طرح تثبیث هژمونی ایالات متحده امریکا در منطقه خاور میانه است ،پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از بین رفتن نظام دو قطبی، آمریکا برای حفظ نظام تک‌قطبی، درصدد برآمد تا ضمن حفظ اتحاد خود با اروپا، از قدرت گرفتن اتحادیه اروپا و کشورهایی چون روسیه و هند جلوگیری کند و در نتیجه، شکل‌گیری قطب‌های دیگر قدرت را خنثی نماید. برای نیل به این هدف، لازم بود دشمن مشترک جدیدی جایگزین دشمن قدیمی، یعنی شوروی شود؛ از این رو، مبحث تروریسم را که رنگ و بوی اسلامی داشت مطرح نمود.سردمداران آمریکا منشأ تروریسم مذهبی و دینی را خاورمیانه معرفی کردند، و آن را تهدیدی برای آمریکا و غرب برشمردند. حادثه‌ی یازدهم سپتامبر 2001، نیز فرصتی را مهیا کرد، تا آمریکا، اصول و مبانی سیاست خارجی خود را در این راستا قرار دهد، و با تبلیغات گسترده، مرکزیت داشتن خاورمیانه در مسئله‌ی تروریسم را در اذهان عمومی جا بیندازد که در این فرایند تبلیغاتی، دین اسلام و مفاهیم مقدسی چون جهاد و شهادت، به عنوان عوامل اصلی پیدایش تروریسم در خاورمیانه معرفی شدند. بنابراین، آمریکایی‌ها اعلام کردند که قصد دارند تروریسم را از بین ببرند، و این مستلزم آن است که تحولاتی اساسی در خاورمیانه انجام پذیرد، از این رو طرح خاورمیانه‌ی بزرگ را ارائه دادند ،و آن را در رسانه ها تبلیغ و حتی در نشست های جهانی نیز با قوت وشدت مطرح کردند.19
از دیگر اهدافی که میتوان برای این طرح مطرح نمود این است که:اشاعه دموکراسى و حقوق بشر از جمله مهمترین پروژه هاى آمریکا در منطقه خاورمیانه است. در عین حال، مبارزه با کانونهاى تولید و تقویت تروریسم بین الملل در این منطقه نیز جزو آرمانهاى سیاست خارجى واشنگتن محسوب مى شود. حال چگونه مى توان میان این دو استراتژى همخوانى و همپوشانى ایجاد کرد؟
آمریکایى ها معتقدند ساختار حکومتى در خاورمیانه بر مبناى حفظ ارزشهاى دینى، محافل مذهبى گسترده اى در جهت تولید کانونهاى ضد غربى به وجود آورده است که این محافل مذهبى مخصوصاً در عربستان با القاى اندیشه هاى ضد غربى در پیروان خود مهمترین کانونهاى تعلیم تروریستى هستند. بهانه اشاعه دموکراسى و حقوق بشر در منطقه خاورمیانه، وسیله اى است براى غربى کردن این منطقه تا سیاست یکسان سازى فرهنگى در این گستره اعمال شود. زیرا منطقه خاورمیانه به دلیل اقتصاد نفتى از ثروتمندترین مناطق جهان در بین کشورهاى جهان سوم است و این سرمایه هاى حاصل از نفت باید به سمت مدرنیزاسیون کشورهاى خاورمیانه هزینه شود که از یک طرف زمینه تحقق یکسان سازى فرهنگى یا همان غربى کردن منطقه را به دنبال دارد و از طرف دیگر، مدرنیزاسیون و تغییر الگوهاى مصرف را در این کشورها به وجود خواهد آورد. بنابراین به نظر مى رسد مسأله مبارزه با تروریسم بهانه اى است براى آمریکا تا درپشت این بهانه بتواند به اهداف نوامپریالیستى خوددسترسى پیدا کند.20
از دیگر اهداف این طرح میتوان به تضمین امنیت صدور نفت اشاره نمود اصولا متغیر نفت به عنوان یک متغیر مستقل،بسیاری از سیاستها و استراتژیهای ایالات متحده را در این منطقه توجیه می کند.اینجاست که ما می توانیم طرح خاور میانه بزرگ که شامل اسیای مرکزی و قفقاز نیز میشود و منابع عظیم نفت و گاز این منطقه را توجیه کنیم .بنابراین منطقه خاور میانه به دلیل منابع عظیم نفت وگاز از اهمیت حیاتی برای نظام سر مایه داری برخوردار است.از طرف دیگر امریکا درصدد این است تا با فشار اوردن بز کشورهایی نظیر چین ،ژاپن وفرانسه که نیاز نفتی خود را از این منطقه تامین می کنند سیاست یکجانبه گرایی خود را بر انان تحمیل کند.بنابر این حضور نظامی امریکا و برخی کشورهای اروپایی در ابهای خلیج فارس نشانه ای از علاقه مندی این کشورها به تضمین استخراج و صادرات نفت از تنگه هرمز به عنوان بزرگترین گذر گاه نفتی جهان است.
-نتیجه گیری:
طرح خاور میانه بزرگ که از سوی ایالات متحده امریکا مطرح شدبا مشکلاتی مواجه است که امکان عملی شدن ان در عمل را بامشکلاتی مواجه نموده است از جمله این که فرمول بندی مشخص امریکا در این طرح به دلیل نادیده گرفتن شرایط منطقه، عدم اعتماد مردم و نیروهای منطقه به آمریکا، در نظر نگرفتن تنوع ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تحمیل یک راه نظامی با بکارگیری زور و همچنین عدم مشارکت نیروهای منطقه، ناپخته و غیرعملی است. چرا که تحقق دموکراسی با لشکرکشی های نظامی و روش های قهرآمیز میسر نمی باشد و برای شکل گیری چنین الگویی بایستی زمینه های آن طی فرآیندی بوجود آید. براین اساس نظریه پردازان سیاسی برای این طرح ارزش استراتژیک قائل نیستند و آنرا اساساً یک حرکت تاکتیکی از سوی آمریکا می دانند تا با استفاده از شعارهای آرمان خواهانه استقرار دموکراسی و انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه اشغال نظامی عراق و مشکلاتی را که در عراق با آن مواجه شده است و شکست برنامه های کاخ سفید را از کانون توجه جهان خارج سازد. بنابرین در پشت این طرح امریکا به دنبال اهدافی برای تثبیت هژمونی خود در منطقه میباشد که از مهمترین انها میتوان به تضمین امنیت اسرائیل، مهار وانزوای جمهوری اسلامی ایران،مبارزه با حرکتهایی که در این منطقه نشات میگیرد ومنافع ملی غرب را به خطر انداخته که از ان به تروریسم تعبیر میشود،به دست گرفتن نفت و انرژی منطقه خاور میانه که حیات غرب به انرژی این منطقه مدیون است ،تثبیت هژمونی امریکا در منطقه زیرا امریکا در چند ساله اخیر و سیاست جنگ طلبی در عراق وافغانستان به یکی از منفور ترین کشور های جهان در بین افکار عمومی مردم این منطقه تبدیل شده است.ولی این طرح به دلیل مشکلاتی که در فوق برشمردیم و عدم همراهی کامل دولتهای بابافت سنتی در این منطقه با مشکلاتی مواجه است که اگر هم قابل توفیق باشد در دراز مدت ممکن است اهداف ایالات متحده محقق شود ولی در کوتاه مدت اهداف امریکا در قالب این طرح محقق نخواهد شد.

پی نوشتها:
1-معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نمسا.هدایت سیاسی ویژه فرماندهان و مدیران حوزه ،پایگاه وگردان.معاونت اموزش نیروی مقاومت بسیج سپاه.1385.ص7
2-الطافی،رمضان،تحولات جدید در خاور میانه،انتشارات حقوق گستر ،تهران(1380).ص1.
3-معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نمسا،پیشین،ص9
4-الطافی،رمضان،پیشین،ص2
5-معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نمسا،پیشین ص9
6-الطافی ،پیشین ص2
7-همان،ص2
8-معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نمسا ،پیشین،ص10
9-جفری کمپ و رابرت هارکاوی،جغرافیای استراتژیک خاور میانه(جلد اول)،ترجمه سید مهدی حسینی متین،تهران،پژوهشکده مطالعات راهبردی،1383،ص25.
10-طرح خاور میانه بزرگ،ویژگیها و چالشها، شبکه خبر دانشجو(www.snn.ir)، سرویس مقالات(10/2/1385)
11- یوسف، عزیزی بنی طرف،عرب ها ونومحافظه کاران آمریکا، همشهری دیپلماتیک، شماره ،15 نیمه اول تیرماه 1383
12-زمانی ،هادی،مروری بر طرح خاور میانه بزرگ،برگرفته از سایت(www.hadizamani.com) ،(10/11/85)
13-قاسمی،حاتم،طرح خاور میانه بزرگ،تغییر الگوی رفتاری آمریکا در خاور میانه،نقل از سایت شبکه خبر دانشجو(www.snn.ir) بخش سرویس مقالات(8/3/85)
14-دیو سالار،مجید،سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه پس از11 سپتامبر،مولفه ها وابعاد،ماهنامه اطلاعات راهبردی،سال چهارم،شماره 37،مرکز تحقیقات راهبردی –دفاعی(خرداد1385)ص41
15-زمانی،هادی،نقد هایی برطرح خاور میانه بزرگ،برگرفته از سایت(www.hadizamani.com)، (10/11/85)
16-میر ترابی،سعید،آمریکا و راهبرد ترویج دموکراسی در خاورمیانه،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دوازدهم، شماره1
17-بیگدلی،علی،نقشه تصاحب خاور میانه ،اردیبهشت 1385،ماهنامه زمانه،سال پنجم(شماره44)،ص64
18-همان،ص65
19-شیرودی،مرتضی،اهداف مشترک امریکا واسرائیل در طرح خاور میانه بزرگ،نشریه ی پگاه(شماره176)
20-خاورمیانه بزرگ؛ پروژه محو نگرش هاى ضد غربى،گفتگو با علی بیگدلی،روزنامه ی ایران(10/9/83
)