X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
از اینکه به این وبلاگ سر زدی ممنونم خواهشا نظر هم بدین عملکرد احزاب سیاسی در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی(بخش دوم) - گاه نوشته های من
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
عملکرد احزاب سیاسی در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی(بخش دوم)  چاپ
تاریخ : یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1387

(این مقاله در همایش اتحاد ملی و انسجام اسلامی در دانشگاه یزد ارائه گردیده است)

بخش دوم:

 

احزاب و جریانهای سیاسی قبل از انقلاب اسلامی:

 

پس از پیروزی جنبش مشروطه نخستین احزاب و گروههای سیاسی علنی رسما وارد صحنه ی سیاسی کشور شدند و به فعالیت پرداختند این تحرکات حزبی تا زمان به قدرت رسیدن رضا خان ادامه پیدا کرد در دوران رضا خان فعالیتهای حزبی با سرکوبی روبرو شد و یک دوره رکود فعالیت های حزبی را شاهد هستیم.اما پس از سقوط رضا خان  در شهریور 1320و جانشینی محمد رضا شاه کشور به سمت یک فضای باز سیاسی به پیش رفت . در این فضا که دیگر سرکوبی رضا خانی نبود زمینه ی مساعدی برای رشد احزاب و گرو هها ی سیاسی فراهم شد البته در دوران محمد رضا فعالیت جریانات سیاسی و احزاب وابسته به آن همراه با شدت و ضعف بوده است  در سال 1327در پی ترور ناموفق شاه موجی از دستگیریها و سرکوب احزاب آغاز شد اما فضای باز و آزادیهای سیاسی به کلی از بین نرفت . اوج فعالیت احزاب در دوران محمد رضا شاه را باید سالهای 1330 تا 1332 در زمان نخست وزیری مصدق جستجو کرد . که اقتدار شاه در این دوسال به شدت ضعیف شده بود و جریانهای لیبرالی ،مذهبی ،چپ در این دوران نقش پررنگی را ایفا نمودند .اما با کودتای 28 مرداد 1332مجددا سیاست حذف جریانات و احزاب وابسته ی به آنها دنبال شد.واین وضعیت تا سال 1339 دنبال شد که دوران تثبیت اقتدار محمد رضا شاه بود.اما به دنبال روی کار آمدن جان .اف.کندی که دموکرات بود و نخست وزیری علی امینی  در سالهای 1339تا 1342مجددا  یک فضای سیاسی باز موقت ایجاد می شود و شاهد تحرک جریانات و احزاب سیاسی در این دوران هستیم. اما این تحرک با سرکوب قیام 15 خرداد 1342پایان می پذبرد و دیکتاتوری محمد رضا شاه تقویت می گردد به دنبال این سرکوبی گروهها وجریانات سیاسی فعالیتشان رو زیرزمینی می کنند و زمینه برای شکل گیری گروههای مسلح و سازمانهای چریکی فراهم می شود . البته در این دوران شاهد شکل گیری احزاب نمایشی و صوری  وابسته ی به سلطنت می باشیم . سر انجام وقایع سال 1356 و انقلاب 1357 موجب فروپاشی نظام شاهنشاهی و شکل گیری فصل جدیدی از احزاب در ایران می شود.

به طور کلی وضعیت احزاب در ایران قبل از انقلاب را می توان به سه دوران تقسیم بندی نمود:

1-دوران اول تحزب : که به دو دوران تقسیم می شود:

الف:از مشروطیت تا استقرار حاکمیت رضا خان

ب:از استقرار حاکمیت رضا خان تا سال 1320(سقوط رضا خان)

2-دوران دوم تحزب: که به دو دوران تقسیم می شود:

الف: از سقوط رضا شاه(1320) تا کودتای 1332

ب: از کودتای 1332تا 1339

3-دوران سوم تحزب : که شامل دودوران می شود:

الف:سالهای 1339 تا 1342

ب:1342 تا 1357

که مختصرا احزاب و جریانات این دوران را با عنایت به تقسیم بندی فوق مورد بررسی قرار می دهیم:

 

1-الف: از مشروطیت تا استقرار حاکمیت رضا خان : پس از صدور فرمان مشروطیت  از طرف مظفر الدین شاه و تصویب قانون اساسی و تشکیل مجلش شورای ملی شاهد شکل گیری تدریجی احزاب در ایران هستیم احزاب در این دوران را باید در قالب مجلس شورای ملی اول تا مجلش ششم  مورد بررسی قرار داد:

در مجلس اول ،هنوز احزاب شکل منسجمی به خود نگرفته بود و نمایند گان اقشار و صنوف مختلف و سران انجمنهای فعال در وقایع مشروطه با تمایلات گوناگون از اعتدالی تا افراطی در این مجلس شرکت داشتند .(15) با وجود اینکه 26 درصد از کرسیهای مجلس به اصناف تعلق گرفت این طبقه قدرتی نیافت . همچنین تجار نیز با وجود امکانات مالی نفوذ سیاسی نیافتند. علماء نیز چون متحد نبودند پس از مدتی ضعیف گشتند . بنابراین نفوذ سیاسی چه در خارج از مجلس و چه در داخل آن در دست طبقه ی اشراف و مالکین با قی ماند . به خصوص قوه ی مجریه در دست این طبقه بود و به قدرت آن می افزود (16) با آنکه در دوره ی اول مجلس شورای ملی هیچ حزبی به صورت رسمی نماینده نداشت اما در آن مجلس سه جریان سیاسی جلب توجه می کرد«معتد لها ،آزادیخواهان و بی طرفان». معتد لها محافظه کار بودند و رهبری غیر رسمی آنها با صنیع الدوله بود. آزادیخواهان  را تند رو و انقلابی و افراطی می نامیدند . رهبری آنها مدتی با سعد الدوله و سپس با تقی زاده بود، بی طرفان نیز بر حسب موضوع مورد بحث به یکی از جریانها متمایل شده ، از آن جانبداری می کردند.(17) پس از به توپ بسته شدن مجلس اول توسط محمد علی شاه عمر مجلس شورای اول نیز پایان می پذیرد. کارکرد احزاب را در ایران در این دوران باید از مجلس دوم مورد بررسی قرار داد.

عمده ترین دلایلی که موجب شد از مجلس دوم احزاب سیاسی با شکل و برنامه ای شبیه احزاب اروپایی ظهور نمایند عبارت بودند از:

- بازگشت خارج رفته هایی مانند تقی زاده ،معاضد السلطنه ،دهخدا و دیگران که با مشاهده سیستمهای حزبی اروپا (بویژه انگلستان) به این نکته پی بردند که برای محافظت از آزادی و انقلاب و مجلس و مشروطیت باید تشکیلات سیاسی داشته باشند .افکار این عده از آزادیخواهان در تشکیل احزاب سیاسی بسیار مؤثر بود.

- تجربه ی تلخ از تعدد انجمنهای فروان که نتوانسته بودند در برابر کودتای محمد علی شاه کاری از پیش ببرند آزادیخواهان و فعالان سیاسی را بر آن داشت که به حزب سازی با کارو یژه های خاص آنها مبادرت ورزند.

- تاثیر افکار انقلابیون حرفه ای نظیر« حیدر خان عمو اوغلی»که به تبع از تعلیمات سوسیال دموکراتهای قفقاز و با الهام از تجربه های سیاسی آنها تشکیل حزب را از لوازم مبارزه سیاسی می دانست ،انکار ناپذیر است.(18)

دو حزب دموکرات عامیون و اجتماعیون در مجلس دوم فعالیت داشتند . احزاب دیگری مثل اتفاق و ترقی وجود داشت اما چون در مجلس نماینده نداشتند کاری از پیش نبردند . دموکراتها تند رو بودند و مرامنامه آنها از احزاب سوسیال دموکرات روسیه الهام گرفته بود اما معتقد به فعالیت پارلمانی بودند و در صدد پیشبرد سوسیالیزم از طریق مجلس و مشروطه بودند . آنها به انفکاک کامل قوه سیاسی از قوه روحانی معتقد بودند که مورد انتقاد علماء و گروه انبوهی از رعایا و توده قرار گرفتند.

حزب دموکرات موفق شد که در مجلس دوم فراکسیون 28 نفری به وجود آورند و در خارج افراد کثیری از جوانان و غیر جوانان طبقه ی دوم را به خود جلب کنند و چند روزنامه خوش قلم و موجه و مشهور مانند ایران نو در تهران ،شفق در تبریز و نوبهار در خراسان منتشر سازند و مخالفان خود را به نام محافظه کار و ارتجاعی و آخوند و سرمایه دار و اشراف و اعیان به باد انتقاد بگیرند.(19)

دومین حزب این دوران حزب اجتماعیون ،اعتدالیون بود . این حزب با اینکه به یکپارچگی دین با سیاست معتقد بود و وجهه ی مسلکی آنها مذهبی بود ،و اشخاصی نظیر امام جمعه خویی،اقا سید نصر الله اخوی ،سید صادق طباطبایی  وستار خان و باقر خان جزو این حزب به شمار می رفتند و علمای طراز اولی مانند سید عبد الله بهبهانی و طبا طبایی از آن حمایت و پشتیبانی می کردند. معذالک در تنظیم اصول مسلکی خود به شدت تحت تاثیر تفکرات اروپایی رقیب خود یعنی حزب دموکرات قرار داشتند.(20)

در مجلس سوم احزاب بیشتری حضور داشتند. دموکراتها موفق شدند در این دوره اکثریت را کسب کنند و فراکسیونهای احزاب اعتدالی و دموکرات دوباره در مجلس فعال شوند . اعتدالیون به دوجناح تقسیم شدند دسته ای متشکل از آزادیخواهان و دسته ای متشکل از روحانیون . حزب دموکرات از ائتلاف با اعتدالیون ،آزادیخواهان و بیطرفها جناح خود در مجلس سوم را به 51 نفر رسانده بود .(21) عملکرد  احزاب در این دوران متاثر از اشغال ایران و قرارداد 1919 بود و باعث  بروز اختلاف و دودستگی هایی به خصوص در مورد حزب دموکرات شد .  جمعی از دموکراتها از این قرار داد طرفداری و جمعی دیگر از آن مخالفت می نمودند و این باعث انشعاباتی در حزب دموکرات شد . نهایتا بر اثر مخالفتهای گسترده ی احزاب و گروهها این قرار داد لغو گردید.

همچنین در حزب اعتدالیون هم اختلافات و دو دستگی ایجاد شد و حزبی  بنام حزب هیات علمیه  که روحانیونی که از حزب اعتدالی جدا شده بودند تشکیل شد. ویژگی مجلس سوم تشکل حزب توسط روحانیت بود که در ادوار پیشین مجلس سابقه نداشت. رهبری حزب هیات علمیه با مدرس بود(22)

در مجلس چهارم شاهد تشکیل حزب سوسیالیسم هستیم . در مقابل این حزب عده ای از دموکراتها و رجال سیاسی که اکثریت را در مجلس داشتند با نام «اصلاح طلبان» اعلام موجودیت نموده و به فعالیت پرداختند .لیدر اکثریت در مجلس چهارم با مدرس بود.

از جمله عملکردهای احزاب این دوران مخالفت و موافقت انها با دولتها ،نخست وزیرها و بر نامه دولتهای وقت بود. یکی از جنجالی ترین این مخالفتها سقوط کابینه ی مستوفی الممالک و روی کار آمدن مشیر الدوله بود.(23)

در دوران مجلس پنجم مهمترین مساله ی احزاب «مساله ی جمهوریت » بود. در این مجلس علاوه بر سوسیالیستها  و اصلاح طلبان تعداد زیادی از نمایندگان ایالات با تمهیدات وزیر جنگ و نفوذ امیر لشکر های او به مجلس راه یافتند . همین نمایند گان بودند که در ابتدا تشکیلات خود را «حزب دموکرات مستقل » و سپس «حزب تجدد» نامیدند. این گروه در آغاز دوره پنجم اکثریت را دارا بودند و در مقابل فراکسیون اقلیت از مجموع نمایندگان  دو حزب سوسیالیست و اصلاح طلبان تشکیل شده بود.(24) عملکرد احزاب در این دوران بر سر مساله ی جمهوریت و تغییر سلطنت بود در جلسه ی 28 اسفند 1302 مدرس مسئله ی مخالفت با جمهوریت را به میان آورد . با زمینه هایی که در پنهان وجود داشت سخنان مدرس باعث شد جبهه گیریها و حرفهای ناگفته مانند آتش زیر خاکستر ناگهان زبانه کشد . این سخنان موجب گردید که کار مجلس به اغتشاش و سر انجام به تنفس موقت کشانده شود . در وقت تنفس مدرس دنباله ی سخنان خود را ادامه داد و جنجال بالا گرفت ،ناگهان یکی از اعضای حزب تجدد(سهیلی) سیلی محکمی به گوش مدرس نواخت خبر این برخورد به خارج مجلس رفت و هیجان شدیدی در میان مردم به وجود آورد.(25) از انجا که ائتلاف افراد حزب تجدد بر اساس مرامنامه نبود این بهانه ی خوبی شد تا عده ای از آن به خاطر توهین به مدرس خارج شوند و با اصلاح طلبان و سوسیالیستها  ائتلاف نمایند و سیلی خوردن مدرس باعث متلاشی شدن حزب تجدد شد. و مسئله ی جمهوری نیز با هجوم مردم به بهارستان و محوطه ی مجلس منتفی اعلام شد .

دومین و مهمترین  مساله ی این دوران  موضوع تغییر سلطنت بود . این بار جناح اقلیت به رهبری مدرس  و نمایندگانی نظیر بهار و حائری زاده با تغییر سلطنت مخالف بودند اما جناح اکثریت که مرکب بود از تجدد ها و سوسیالیستها و منفرد دینی نظیر داور و فیروز و تیمور تاش به شدت از خلع قاجاریه حمایت کرده و تا سر حد توطئه و خونریزی و تهدید و ارعاب کار راپیش بردند . جراید اقلیت را تعطیل کردند و وکلای اقلیت را با ضرب و شتم و تهدید در خانه هایشان محصور نمودند تا سر انجام راه را برای تغییر سلطنت هموار نمودند.(26)

در مجلس ششم که از سالهای 1305تا 1307 طول کشید تمام فراکسیون اقلیت که در دوره ی پنجم با انتقال سلطنت مخالفت کرده بودند از لیست انتخابات حذف شدند . تنها مدرس و هفت تن از کاندیدا های او در دوره ی ششم به مجلس راه یافتند اما این مجلس زمین تا آسمان با مجالس دوره های پیشین تفاوت داشت . انتخابات تحت شدیدترین فشار های نظامی و سانسور صورت گرفته بود و اصطلاحا نمایندگان را وکلای امیر لشکر ها می دانستند. مدرس با اعتبار نامه اکثر آنها به مخالفت برخاست . اما به لحاظ جوی که حاکم بود اعتبار نامه ی تمامی آنان به تصویب رسید و آنچه به جایی نرسید فر یاد های او بود.(27) در این دوران جریانات مذهبی منزوی شدند . و زمینه برای به سلطنت رسیدن رضا شاه در این مجلس فراهم شد و از این دوران بود که فعالیت احزاب کم می شد.

 

1-ب:از استقرار حاکمیت رضا خان تا سال 1320(سقوط رضا خان): در این دوره که مصادف با مجلس هفتم است مجلس یکسره و یکدست از وکلای رضا شاهی انباشته شد . در این دوره دیگر احزاب فرصت  رقابت برای قدرت نداشتند و از سوی حکومت رضا خان سرکوب می شدند . اگر هم فعالیتی از سوی احزاب صورت می گرفته با مبانی اقتدار رضا شاه مغایرتی نداشته است و اکثرا از سوی جریان لیبرال بوده است. بنابراین این دوران شاهد رکود  فعالیتهای  احزاب  به مدت 15 سال هستیم که بعد از انتقال سلطنت به محمد رضا شاه دوره ی  دیگری از تحزب در ایران شروع می شود.

 

2- الف: از سقوط رضا شاه(1320) تا کودتای 1332: در این دوران شاهد ایجاد یک فضای باز سیاسی هستیم . بسیاری از زندانیان سیاسی عفو می شوند و احزاب از  فعالیت و عملکرد فعالی برخوردارند.به طور کلی احزاب این دوران در قالب سه جریان چپ(کمونیست ) ،جریان راست(ناسیونالیسم و لیبرالیسم)و جریان مذهبی تقسیم بندی می شوند.

سر دسته ی جریان چپ حزب توده بود که در مهر ماه 1320 هنگامی که گروه 53 نفری این جریان که در دوران رضا خان  دستگیر شده بودند  آزاد شدند تشکیل شد . زیرا در سال 1310 رضا شاه فعالیت کمونیستها را غیر قانونی اعلام کرد اما در سال 1313حزب کمونیست به همت سه تن از رهبران خود (کامبخش ،آرانی و کامران) مجله ی دنیا را منتشر ساختند . که تشکیلات آنها در سال 1316 توسط پلیس کشف شد و 53 نفر دستگیر شدند  که در مهر ماه 1320 به دنبال ایجاد فضای باز سیاسی این 53 نفر آزاد می شوند و حزب توده را پایه گذاری می کنند .

در خصوص عملکرد  حزب توده این حزب پس از تشکیل،نخستین شعار و مبارزه را مقاومت همه ی طبقات و قشر های آزادیخواه در مقابل رجعت به دیکتاتوری اعلام داشت و برای این منظور دو نکته را هدف خویش قرار داد :ا-بدست آوردن آزادیهایی که به موجب قانون اساسی برای ملت ایران شناخته شده است2-جلوگیری از ارتجاع و استبداد با اتکای به جمعی توده ایران.(28) اعضای موسس این حزب 80  نفر بودند و علت انتخاب نامش را تشکیل جبهه ای فرا گیر اعم از روشنفکران مارکسیست و غیر مارکسیست  ذکر کرده اند. از همین رو در اساسنامه حزب توده هیچ گونه عقاید کمونیستی مطرح نشد . این حزب به سرعت رشد کرد و ظرف یکسال تعداد اعضای آن را 4000 نفر و تا دو سال بعد تعداد انرا 25 هزار نفر ذکر کرده اند(29)در سال 1326 حزب توده به دلیل اختلافات درون گروهی دچار انشعاب شد و عده ای از افراد قدیمی  من جمله خلیل ملکی ، انور خامه ای و خنجی از آن جدا شدند. در سال 1327 بدلیل تیر اندازی ناصر خزایی به شاه(15/11/1327) رژیم بهانه ی خوبی برای ضربه به حزب بدست آورد که در نتیجه این جریان مجبور شد فعالیت مخفی خود را آغاز کند. اگر چه در نهضت ملی شدن صنعت نفت(1329تا 1332) مجددا فعالیت خود را آغاز کرد اما به رغم آنکه به صورت حزبی گسترده در آمده بود  و اعضای آنرا در تهران بیش از ده هزار نفر ذکر کرده اند این حزب به سبب حمایت بیش از حد از روسها به خیانت علیه منافع ملی کشور متهم گردید .(30) از احزاب دیگر جریان چپ در این دوران می توان به حزب دموکرات آذر بایجان و حزب دموکرات کردستان اشاره نمود.

مهمترین احزاب جریان راست در این دوران عبارتند از:جبهه ی ملی،حزب ایران، حزب عدالت،حزب ملت ایران،حزب آریا ،حزب اراده ی ملی، حزب دموکرات ایران ، حزب جنگل ، حزب وطن، حزب استقلال ، حزب میهن پرستان ، حزب مردم ،حزب وحدت ایران، حزب آزادی، حزب افق آسیا، حزب پیکار، حزب اتحاد ، حزب زحمتکشان ملت ایران(نیروی سوم).

احزاب این دوره اگر چه از لحاظ تعداد زیاد بودند اما عمر آنها کوتاه بود . از این گروهها آن دسته ای که عمر طولانی تری داشتند و فعالیت آنها به دوره های بعدی نیز کشیده شد عبارتند از:

-      جبهه ی ملی ایران : که حزب ایران در تشکیل آن نقش اساسی داشت و از ائتلاف چندین گروه سیاسی در اول آبان 1328 شکل گرفت احزاب مؤتلف آن عبارت بودند از:حزب ایران ،سازمان نظارت بر آزادی انتخابات (این حزب به رهبری مظفر بقایی تشکیل شد و بعدا به سازمان نگهبانان آزادی و سپس زحمتکشان ملت ایران تغییر نام داد.) حزب ملت ایران،جمعیت آزادی مردم ایران،جمعیت فداییان اسلام ،مجمع مسلمانان مجاهد، بازاریان، دانشگاهیان، فر هنگیان، اتحادیه های کارگری .

-      حزب ایران: این حزب که هسته ی اصلی آنرا کانون مهندسین ایران تشکیل می داد . یکی از هسته های اصلی جبهه ی ملی بود و به گستر ده ترین و فرا گیر ترین حزب سیاسی زمان خویش مبدل شد. دبیر آن احمد زیرک زاده بود.

-      حزب دموکرات ایران: به رهبری احمد قوام یکی از احزاب قدرتمند این دوره بود علاوه بر جبهه ی ملی که در سالهای 30 تا 32 به قدرت دست یافت این حزب تنها تشکل سیاسی بود که قدرت را در دست گرفت.(31)

از جمله جریان جریانهای مذهبی در این دوران عبارتند از: فداییان اسلام که از جمله اقدامات این جمعیت عبارت بود از قتل احمد کسروی در 20 اسفند 1324 و تظاهرات علیه دستگیری کاشانی در سال 1325،شرکت در ائتلاف جبهه ی ملی اول، قتل عبد الحسین هژیر ،قتل رزم ارا ،طرح ترور حسین اعلاء(نخست وزیر وقت) . هدف فداییان اسلام  بر پایی حکومت اسلامی بود که آن را به صورت آشکار بیان می کردند.

2-ب: از کودتای 1332تا 1339: در این دوران به دنبال کودتای 28 مرداد 1339 پایه های حکومت محمدر ضا شاه تثبیت شد و در فاصله سالهای مرداد  1332 تا  سال 1339 با کم شدن فعالیتها ی احزاب روبرو هستیم. و فعالیت احزاب به صورت مخفی یا نیمه مخفی صورت می گیرد.

 

3-الف:سالهای 1339 تا 1342:همزمان با تحولات بین المللی و روی کار آمدن «جان اف کندی» واعتقاد او مبنی بر اصلاحات ازبالا به پایین برای جلوگیری از فروپاشی نظامهای وابسته به آمریکا شاه در ایران برای خوشایند آمریکا دست به یکسری اصلاحاتی می زند. که از جمله ایجاد دو حزب دولتی ملیون و مردم بود. به دنبال ایجاد فضای باز سیاسی در این دوران جبهه ی ملی اول که با سقوط مصدق تعطیل شده بود با نام جبهه ی ملی دوم با شرکت اعضای حزب ایران، نیروی سوم و حزب زحمکشان تجدید حیات کردند حزب قدرتمند دیگر حزب دموکرات به رهبری سید محمد قوام واحزاب لیبرال دیگر که به عنوان اهرامهای آمریکا و انگلیس عمل می کردند .که پس از پانزده خرداد 42به احزاب  فرمایشی دوره ی حاکمیت مطلق دربار تبدیل شدند از جمله : حزب خلق ،حزب ملیون،جمعت یاران،جمعت ترقی خواهان ،جمعیت آزادی،جمعیت مدافعین قانون اساسی ،کمیته مبارزه با دیکتاتوری ،کانون مترقی و... 

در طیف جریان مذهبی در این دوران شاهد شکل گیری گروهایی هستیم از جمله اتحادیه مسلمین، حزب ملل اسلامی، فداییان اسلام و هیأت موتلفه .آنچه در این سالها نمود پیدا کرد مرجعیت حضرت امام خمینی (ره)بود. که خیلی از احزاب مذهبی به گرد امام جمع شدند .ولی حزب توده در این دوران فعالیتش محدود شده بود.

 

3-ب:1342 تا 1357: : به  دنبال سرکوب قیام 15 خرداد 42 و خروج احزاب سیاسی مختلف ازصحنه کشور ، برخی کانونهای قدرت به صورت احزاب سیاسی فرمایشی و نمایشی شکل می گیرد که هر یک حول محور یکی از نخست وزیران شاه به وجود می آید . علم، حزب مردم را بر پا می دارد. اقبال حزب ملیون خود را به صحنه می آورد ، حسنعلی منصور و جانشین وی هویدا از کانون مترقی خود ،حزب ایران نوین را می سازند . همچنین احزاب پان ایرانیست و حزب ایرانیان که در نهایت  با انحلال این احراب یک حزب به نام« رستاخیز ملت ایران» به وجود می آمد و کشور رسما  تک حزبی می شود در این دوران احزاب  چپ(نظیر حزب توده)و احزاب راست و ملی گرا (نظیر جبهه ی ملی)فعالیت چندانی ندارد. در این دوران گروههای مذهبی هم فعالیتشان را به صورت مخفی درآورده بودند. و بسیاری از آنها توسط رژیم دسنگیر شده بودند. از جمله مهمترین  احزاب و گروهای مذهبی در این دوران عبارتند از هیئتهای موتلفه اسلامی ،حزب ملل اسلام ،انجمنهای اسلامی ،نهضت مجاهدین خلق ،کنفدراسیون علی الاصول ،جبهه ی آزادی بخش مردم ایران ،حزب الله، اتحادیه ی انجمنهای اسلامی اروپا، نهضت آزادی در خارج از کشور،صلواتیون و اعتراضیون.(32)

ادامه دارد....