X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
از اینکه به این وبلاگ سر زدی ممنونم خواهشا نظر هم بدین عملکرداحزاب سیاسی در ایران قبل و بعداز انقلاب اسلامی( بخش اول) - گاه نوشته های من
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
عملکرداحزاب سیاسی در ایران قبل و بعداز انقلاب اسلامی( بخش اول)  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1387

عملکرد احزاب سیا سی در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی

(بخش اول)

 

محمد افخمی اردکانی

(دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان)

این مقاله در همایش اتحاد ملی و انسجام اسلامی در دانشگاه یزد ارائه گردیده است:

 

 

چکیده:

احزاب در یک جامعه می توانند به صور مختلفی عمل نمایند. گاهی کارکردهای حزبی خود را برای پیشرفت و آبادانی کشور واحترام به عقاید و افکار مردم قرار می دهند. گاهی هم ممکن است صرفا به خاطر دست یابی به قدرت عمل کنند. و در جهت منافع حزب خود عمل نمایند و مصالح کشور را فدای  حزب خود نمایند.احزاب در ایران ریشه در جنبش مشروطه دارند.و در قالب جریانهای لیبرال ،چپ ومذهبی ،ظاهر شده اند. وقتی به عملکرد احزاب در ایران مراجعه می کنیم متوجه می شویم که کارکردهای متفاوتی داشته اند گاهی منافع ملی کشور را نادیده گرفته و در جهت اهداف خاص خود عمل کرده گاهی هم وظیفه ی خود  رابه عنوان حزب کار امد انجام داده است . جریانات سیاسی در ایران و احزاب وابسته به آن گاهی از اتحاد ووحدت برخوردار بوده اند و به مقصود خود دست یافته اند گاهی هم بر اثر اختلافات در عقاید ناکام مانده اند . احزاب در جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به اهداف خود باید اسلام را به عنوان عامل وحدت بخش،  سرلوحه کار خود قرار دهند و به عنوان گروههای خدمت کننده به نظام ودر جهت پیشرفت نظام اسلامی گام بردارند.و شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سال 86 مزین به آن شده است را مبنای کار جمعی و حزبی خود قرار دهند.بدون شک در فضایی که اختلافات بین احزاب و جریانات سیاسی بر سر مسائل استراتژیک کشور  که نیاز به حرف یکسان  و اتحاد وانسجام احزاب و گروهها دارد رخ نماید این اتحاد و وحدت باید به صورت جدی از سوی احزاب دنبال شود.و موجب حفظ منافع ملی کشور و خنثی شدن توطئه ی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران شود.انچه این نوشتار به دنبال بررسی آن است عملکرد احزاب قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران می باشد.

 

مقدمه:

یکی از ویژگیهای جامعه ی مدنی وجود احزاب مختلف سیاسی با گرایشات گوناگون در کشور می باشد. در جامعه ی مدنی احزاب وابسته ی به دولت نیستند.  قانونی و یا غیر قانونی بودن هر حزب وابسته به نوع فعالیت و خط مشی آن حزب است. در کشور ایران به احزابی که توسط وزارت کشور برای آنها پروانه فعالیت حزبی صادر شده است احزاب قانونی گفته می شود. یک حزب قانونی نظام حاکم را به رسمیت شناخته و خط مشی آن حزب نباید با کلیات قانون اساسی در تضاد باشد. بنابرین در جامعه ی مدنی احزاب وابسته ی به دولت نیستند  و در یک فضای مسا لمت امیز در صدد رسیدن به قدرت می باشند .

احزاب در یک جامعه ی مدنی در صدد بر اورده کردن خواسته ها و نیازهای مردم می باشند و این خواست مردم را به دولت که در انجام کاویژه هایش کوتاهی کرده یا موفق نبوده منتقل می کنند.

البته هدف احزاب دستیابی به قدرت می باشد حزبی که اکثریت است حکومت تشکیل می دهد وحزب اقلیت اپوزیسیون را تشکیل می دهد. سابقه ی حزب سیاسی در ایران در مفهوم امروزی از حزب، کمتر از صد سال است و به دوره مشروطه  یا کمی پیش از ان می رسد . این احزاب در ایران دارای عملکردهای مثبت و منفی بوده اند . احزاب  سیاسی در ایران چه قبل و و بعد از انقلاب با توجه یه شرایط زمانه و حکومتی که قدرت را در دست داشته دارای عملکرد هایی یوده اند  که نوشتار حاضر درصدد بررسی این عملکردها می باشد .البته احزاب در ایران قبل و بعد از انقلاب  در قالب  جریانهای لیبرال(ملی گرا)  ،اسلام گرا (مذهبی)، جریان چپ (سوسیالیسم) و ناسیونالیسم   تقسیم بندی می شوند . سوالی که این پژوهش در صدد پاسخگویی به ان می باشد این است که عملکرد  احزاب سیاسی در ایران قبل و بعد از انقلاب 1357 چگونه بوده است ؟ احزاب در ایران در مقاطع مختلف  ازجمله نهضت تنباکو ، جنبش مشروطیت ، ملی شدن صنعت نفت، و انقلاب اسلامی  چه عملکردهایی داشته اند؟ احزاب در بعد از انقلاب به چه نحو عمل کرده اند؟

مفروضی که برای پژوهش حاضر مد نظر است این است که: عملکرد احزاب در ایران در مواقع گوناگون  متفاوت بوده است و شدت و ضعف فعالیت گرو هها و احزاب  در ایران بستگی تنگاتنگی با نوع دولت و حکومتی که در راس قدرت قرار داشته است بوده است.

 

مفهوم حزب:

 

از حزب تعاریف زیادی به عمل آمده که هر تعریف و دید گاه دارای نقاط اشتراک و افتراقی نسبت به بقیه ی دید گاههاست.

ساده ترین تعریف از حزب همان وجود سک هدف و مصالح مشترک بین افرادی است که به خاطر حفظ و حمایت و توسعه و وصول به هدف به دور هم جمع می شوند.(1)

موریس دوورژه  در مورد احزاب سیاسی می نوبسد:«احزاب سازمانهایی هستند که فقط برای فعالیت و اقدام سیاسی به وجود امده اند و در جستجوی آنند تا قدرت را به دست گیرند و اعمال کنند(2)

از نظر« عبد الرحمان عالم » از لحاظ تاریخی ،خاستگاه نظام حزبی با رشد قانون اساسی انگلستان و در اساس با جنبش گرایش به قانون اساسی، ارتباط تنگاتنگی داشت از این رو نظام حزبی در انگلستان به عنوان پیشرو احزاب سیاسی نو دانسته می شود.(3) همچنین عبد الرحمان عالم حزب را چنین تعریف می کند :«حزب گرد همایی پایدار گروهی از مردم است که دارای عقاید مشترک و تشکیلات منظم اند و با پشتیبانی مردم برای به دست آوردن قدرت سیاسی از راههای قانونی مبارزه می کنند»(4)

دانشنامه ی ویکی پدیا نیز تعاریفی از حزب به عمل اورده  از جمله آنها:

«حزب سازمانی سیاسی است که هدف و برنامه سیاسی مشخصی دارد و معمولا در پی کسب قدرت سیاسی در کشور است»

«حزب به گروهی از شهر وندان جامعه که دارای اهداف و منافع سیاسی مشترک می باشند و برای رسیدن به آن منافع و اهداف مبارزه نموده و برنامه های کادر رهبری حزب و هیئت موسس حزب را که عموما بر اساس خط و مشی و اساسنامه حزبی می باشد را اجرا می نمایند.»

«حزب گروه شهر وندان با آرمانهای مشترک و تشکیلات منظم و متکی به پشتیبانی مردم است  که برای  به دست  گرفتن قدرت دولت و یا شر کت در آن مبارزه می کند»(5)

در مورد حزب در جوامع مختلف باید به این نکته توجه داشت که حزب یک پدیده ی اجتماعی و تاریخی است و مانند  هر پدیده ی اجتماعی و تاریخی دیگر معنا و مفهومش تابع زمان و مکان است . تشکیلات و سازمان حزبی در یک کشور توسعه نیافته با تشکیلات و سازمان حزبی در یک کشور توسعه یا فته متفاوت است. به طور کلی حزی را می توان  اینطور تعریف نمودحزب  عبارتست از قسمت پیشرفته و فهمیده یک طبقه اجتماعی که برای تامین منافع طبقاتی و رسیدن به حکومت و اجرای مرام خود با یک نظام معین مبارزه کرده و طبقه مخصوصی را که این حزب نماینده آن است در کشمکش های اجتماعی رهبری می کند.
بنابراین
  می توان حزب را سازمانی سیاسی دانست که هدف و برنامه سیاسی مشخصی دارد و معمولا در پی کسب قدرت سیاسی در کشور است.

به طور کلی اجزای یک حزب سیاسی را اینگونه می توان بیان کرد:

1-توا فق نظر معینی درباره اصول بنیادی میان مردم تشکیل دهنده ی حزب سیاسی2- سازمان یافتگی مردم و داشتن تشکیلات و فلسفه کاملا منسجم.3-تلاش برای دست یافتن به هدفها از راههای مشخص شده در قانون اساسی 4-کوشش در راه گستراندن و تامین منافع ملی، نه منافع محلی یا منطقه ای5- وجود رهبری تک سالار و اولیگارشیک در ذات سازمان حزب (6)

 

جایگاه حزب در اسلام:

دین مبین اسلام در رابطه با واژه ی حزب اشارات زیادی داشته است در قران واژه حزب چندین بار آمده است  به طوری که یکی از سوره های قران بنام« احزاب» است . در بسیاری  از سوره های قر انی این ایه امده است«فان الحزب الله فهم الغالبون» پس به راستی حزب الله پیروز است. یا در سوره المومنون امده است «فتقطعوا امرهم بینهم زبرا کل حزب بما لدیهم فرحون » همچنین در سوره «الروم» امده است «من الذین فرقوا و کانوا سیقا کل حزب بما لدیهم فرحون » در قران کریم  حزب به معنای گروهی امده که جهت هدف الهی تجمع  نمایند  یا برای اهداف ،ضد الهی تجمع نمایند . در هر حال در قران به مراتب زیاد از حزب الشیطان و حزب الله سخن به میان امده است.(7)

تمایز ابتدایی احزاب اسلامی با سایر مدلها به ساختار تعریفی آن باز می گردد. در احزاب اسلامی نه منافع عمومی و نه سود شخصی معیار قابل  قبولی برای تعریف حزب نمی باشند بلکه گزینه ی دیگری به نام  اوامر و رضای الهی به جای ایندو می نشیند این تفاوت ساختاری در تلاقی با دو گزینه اول و دوم نمود روشن تری  پیدا می کند. به عنوان نمونه در جاییکه منافع عمومی با اوامر الهی تعارض پیدا می کند احزاب اسلامی اوامر و رضای خدا وند را بر منافع عمومی تر جیح می دهند.(8)

کارویژه های  احزاب اسلامی نیز با نگاه اسلامی به احزاب رنگ و بوی دیگری می گیرند و بستر سازی برای رشد افراد، آموزش و جهت دهی به افکار عمومی ، تدوین سیاستها ، بازتاب نیازها و همه و همه در قالب بستر سازی برای شکوفایی جامعه ی اسلامی و مدینه فاضله مهدوی(عج) شکل می گیرند. روشن است که با این نگاه تعدد احزاب اسلامی نه به معنای تفرق و تکثر در جامعه بلکه به معنای سکوهای پرتاب افراد به قلل رفیع انسانی بروز می یابند. با این نگاه احزاب اسلامی به فعالیتهای انتخاباتی نیز که یکی از  کارویژه های آنان است به عنوان میدان مبارزه نمی نگرند بلکه به عنوان بستری برای شکوفایی استعداد ها و در نتیجه خدمت به خلق خدا نگریسته و پس از انتخابات نیز با تمام قوا به یاری منتخبان ملت می شتابند .(9)

 

تاریخچه شکل گیری احزاب در ایران:

حزب به مفهوم جمعیتی سیاسی، در ایران مانند بسیاری از کشورها ،سابقه ی طولانی و تاریخی دارد . این جمعیتها گاه مانند گروههای در بر گیرنده سربازان و فدائیان اسماعیلی ،جنبه ی نظامی داشتند و چون یک حزب ،با تشکل سیاسی و نظامی فعالیت می کردند و گاه مانند اخوان الصفا ، سیاست را در کنار اندیشه اصلاح اخلاقی و فلسفی پیشه می ساختند و به گونه یک تشکل سیاسی فرهنگی رخ می نمودند اما در واقع سابقه ی حزب سیاسی ، به شکل مشخص و در چارچوب تعریفهای مرسوم و امروزی از احزاب در ایران کمتر از صد سال است . وبه دوره ی مشروطه یا کمی پیش از آن  می رسد (10) پیروزی جنبش مشروطیت در ایران و برقراری حکومت قانون و دموکراسی با عث شکل گبری نخستین احزاب به صورت امروزی در جامعه ی ایران شد .

اما نکته ای که باید به آن توجه نمود این است که با توجه به عقب ماندگی های کشور های جهان سوم احزاب این کشور ها با احزاب موجود در غرب متفاوت بوده اند و این احزاب در این کشور ها گاهی کار ویژه های خود را انجام نداده اند  و حتی در برخی تحلیلها احزاب در این کشورها به خصوص در کشورهایی که دارای نظام بسته استبدادی و پادشاهی بوده اند در راستای منافع بیگانگان گام برداشته اند و بیگانگان هم  به گسترش احزاب در این کشورها برای رسیدن به اهدافشان کمک کرده اند چون یکی از کاویژه های احزاب رسیدن به قدرت است و در نتیجه  فعالیت احزاب در این کشورها برای رسیدن به قدرت و انتقاد از نظام سیاسی حاکم یک نوع  هرج و مرج  بر این کشورها حاکم می شود و بیگانگان از این طریق می توانند با حمایت از حزبی خاص به اهدافشان برسند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. بنابراین برخی از تحلیلگران معتقدند زیادی احزاب در ایران در راستای منافع بیگانگان بوده و نقش احزاب در مقاطع مختلف تاریخ ایران از جمله جنبش مشروطیت ،نهضت ملی شدن صنعت نفت، حادثه ی 15 خرداد 1342و پیروزی انقلاب اسلامی را بر این اساس تحلیل نموده اند البته آنان برخی احزاب را متمایز کرده اند.

در بررسی پیدایش احزاب سیاسی در ایران می بایست نخست به فعالیتهای جمعی و همکاریهای سیاسی پیش از دوره ی مشروطیت نگریست تا پیش از  پیروزی مشروطیت ،برخی تشکیلات سیاسی که تا حدی عهده دار رهبری فعالیتهای زیر زمینی بودند انجمنهای مخفی نام داشتند. که از اواخر سلطنت ناصر الدین شاه و اوایل زمامداری مظفر الدین شاه پدید آمده بودند .(11) در ایران از چند سده پیش  تا اوایل عصر قاجار بین دو گروه عمده از نخبگان  جامعه یعنی دولت یا سلطنت و علمای روحانی اصطکاکی نبود . در دوران قاجار جز روحانیون و برخی پبشه وران در شهر ها تنها گروه نخبگان غیر حکومتی و صاحبان قدرت و ثروت  عبارت  بودند از خوانین ،مالکان و سران ایلات و طوایف که رابطه ی آنان با قدرت حاکم آمیزه ای از ستیزه  و تسلیم بود و به علت دور افتادگی ، ضعف ارتباطات و درگیری با مسائل قومی و منطقه ای خاص خود، کمتر مجال حضور مشخص در صحنه ی سیاسی می یافتند .دست اندازی  اروپاییان به شرق ، بی لیاقتی شاهان و زمامداران و شکستهای پی در پی در برابر روسها و انگلیسیها و تحمیل قرار داد های گلستان و ترکمن چای و از دست رفتن قفقاز،آسیای میانه و هرات در پی این شکستها و به دنبال آن تن دادن به قرارداد های استعماری اقتصادی که پی در پی از سوی دوقدرت مسلط روسیه و انگلیس در راستای حفظ موازنه ی قوا منعقد می شد و سرانجام تقسیم ایران به حوزه های نفوذ بیگانه ،واکنشهای متفاوتی را در کشور بر انگیخت از یک سو شاهان قاجار همچون امپراطوران عثمانی  در پی نوسازی ،تقویت و مرکزیت بخشیدن به دستگاه  دولتی بر امدند و برخی وزراء،درباریان و امرای دولت نیز به اصلاح نهاد های حکومتی و نظامی به شیوه غرب پرداختند . کوشش در رفع وابستگی  سیاسی و نظامی به حکام ،خوانین و روسای ایلات و ایجاد یک نیروی نظامی متمرکز ،پی ریزی تشکیلات قضایی جدید ،تاسیس دار الفنون به منظور تربیت کادر های نظامی و اداری ،اعزام محصل به غرب و استخدام مستشاران غربی در این راستا بود. ازسویی دیگر علماء نسبت به حضور ملموس بیگانه و از دست رفتن شیوه های سنتی اداری ،قضایی و آموزشی و تضعیف حوزه ی نفوذ خویش با دولت به ستیز پرداختند .تحولات جدید ،ظهور طبقات ،اقشار و گروههای جدیدی را نیز به دنبال داشت .تحصیل کردگان در اروپا ،ماموران دولتی در خارج و داخل کشور ،تجار و بورژ وازی نوخاسته و واسطه های تجاری با غرب ، فارغ التحصیلان دار الفنون و مدارس میسیونر های غربیان در ایران از کسانی بودند که موجی از روشنفکری و اصلاح طلبی به شیوه ی غربی را پی افکندند .اینان خواهان دموکراسی ،آزادی های سیاسی و اقتصادی ،توسعه و تحول و صنعتی شدن و نوسازی اقتصادی بودند و در این راه محدود شدن استبداد را می طلبیدند .(12) ریشه حزب در ایران به مفهوم امروزی کلمه ،ناشی از همین تحولات فکری و اجتماعی بود . که این تحولات منجر به جریانات اسلام گرا ،سوسیالیستی و چپ ، لیبرالیستی و راست و ناسیونالیسم در  قالب احزاب و گروههای مختلف در ایران شده است. و این جریانات در دوره های مختلف تاریخ ایران از شدت و ضعف بر خودار بوده اند  در دوره ای  به دلیل فضای باز سیاسی از سوی حکومت این احزاب  به مخالفت با رژیم پرداخته اند و فعال بوده اند اما در دوره ای دیگر به دلیل استراتژی سر کوب گروهها و جریانات از سوی حکومت فعالیت احزاب و گروهها   از رکود و ضعف بر خوردار بوده است.

بعد از انقلاب اسلامی هم حکومت جمهوری اسلامی ایران احزاب را به رسمیت شناخته و قوانین مربوط به احزاب در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. که بر طبق آن حزب را چنین تعریف کردند : حزب ،جمعیت انجمن و سازمان سیاسی  و امثال آنها تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمانها و مشی سیاسی معین تاسیس شده و اهداف، بر نامه ها و رفتار آن به صورتی به اصول اداره کشور و خط و مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مربوط باشد.(13)

اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم بیان می دارد :«احزاب،جمعیتها،انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند ،مشروط به اینکه اصول استقلال ،آزادی،وحدت ملی و موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت  در یکی از آنها مجبور ساخت»(14)

احزاب در پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رشد چشمگیری داشته اند و این نشان از رشد جامعه ی مدنی در جمهوری اسلامی ایران است زیرا یکی از ویژگیهای یک جامعه ی مدنی تعدد احزاب و گرههاست.

 ادامه دارد............